معين الدين محمد زمچى اسفزارى
463
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
ملك مؤمن عادلست ، و « 1 » از دودمان بزرگى ، و خاندان نامدارى بر درگاه اين پادشاه ملازم است ، « 2 » شما كه ناظم مصالح ، و مدبران ممالك پادشاهيد چرا تا غايت در رخصت مراجعت ، « 3 » و حصول مقاصد او تاخير و تقصير نمودهايد ، « 4 » [ و بسخن طايفهء كه شيوهء ايشان حيف ، و تعدى و پيشهء ايشان فسق و فجور است مهمات او را در تعويق داشته ] ، و خلق خراسان و سكان هرات را بدست سگان جابر كافر باز گذاشته ؟ ، « 5 » [ اكنون بايد كه بر خلاف گذشته حكايت راستى و هوادارى او به حضرت پادشاه رفع كنيد ، ايشان تعهد نموده ] چون از پيش شيخ بيرون آمدند امرا را كه با ملك بد بودند بسر رضا آوردند ، و بعد از چند روز امرا و صواحب « 6 » [ باتفاق يكديگر ] به خدمت اولجايتو سلطان آمدند ، « 7 » و سخن ملك غياث الدين عرضه داشتند و جهت معاودت او يرليغ طلبيدند ، « 8 » تا پادشاه فرمود كه هرچه دلخواه ملك « 9 » غياث الدين است ، بسرانجام رسانيد ، و هرگونه عاطفت « 10 » و عنايت كه آبا و اجداد ما نسبت به پدران او فرمودهاند بجاى آوريد ، « 11 » اما به شرط آنكه دل دگر نكند ، ديگر روز بشارت
--> ( 1 ) - مج . پا : از دودمان بزرگى و خاندان نامدارى . مك : اين عبارت را ندارد . ( 2 ) - پا : شما كه ناظم و مدبران امور ممالك پادشاهيد . مج : شما كه ناظم مصالح و مدبران ممالك پادشاهيد . مك : اين عبارت را ندارد . ( 3 ) - پا . مج : و حصول مقاصد او . مك : اين عبارت را ندارد . ( 4 ) - عبارت : [ و بسخن طايفه كه شيوه . . . او را در تعويق داشته ] از زيادات مج و پا مىباشد . ( 5 ) - عبارت : [ اكنون بايد بر خلاف . . . ايشان تعهد نموده ] از زيادات مج و پا مىباشد ( 6 ) - مج . پا : باتفاق يكديگر . مك : و صواحب به خدمت . ( 7 ) - مج . پا : و سخن ملك غياث الدين عرضه داشتند . مك : اين عبارت را ندارد . ( 8 ) - مج : طلبيدند تا پادشاه . پا . مك : طلبيدند پادشاه . ( 9 ) - مج . پا : ملك غياث الدين است . مك : ملك است . ( 10 ) - پا : و عنايت آبا و اجداد ما نسبت به پدران او فرمودهاند بجاى آيد . مك : و عنايت كه آبا و اجداد ما نسبت به پدران او فرمودهاند بجاى آيد . مج : و عنايت كه آبا و اجداد ما نسبت به پدران او فرمودهاند بجاى آوريد . ( 11 ) - مج . پا : اما به شرط آنكه دل دگر نكند . مك : ندارد .